خانه
گاما

درسنامه آموزشی جامعه شناسی (2) کلاس یازدهم انسانی

درس 10: جنگ‌ ها و تقابل‌ های جهانی

بازدید60/4 K
تاریخ بروزرسانی1404/08/28

قرآن کریم دو نوع جامعه را در مقابل هم توصیف می‌کند؛

جامعه‌ای که هر گونه ستیز و نزاع ناشی از خون، نژاد، طبقه، ملّیت، جغرافیا و... را از بین می‌برد و همهٔ بشر را بر مدار آرمانی حقیقی و اصیل جمع می‌شوند.

«و همانا این است امت شما، یک امت واحد و منم پروردگار شما...» (مؤمنون: 52)

جامعه‌ای که به گروه‌ها و دسته‌های پراکنده و متخاصم تجزیه می‌شود؛ امکانات گروهی آن پراکنده می‌شود و ظرفیت‌ها و نیروهای آن نابود می‌گردد.

«همانا فرعون روی زمین برتری جویی کرد و اهالی‌اش را گروه گروه گردانید، گروهی را به ضعف و ناتوانی کشاند...»(قصص: 4)

شما برای هر یک از این دو نوع جامعه، چه نامی انتخاب می‌کنید؟

در این درس از چالش‌های جهانی دیگری سخن می‌گوییم. از جنگ‌ها و تقابل‌هایی می‌گوییم که بسیاری از ظرفیت‌ها، فرصت‌ها و نیروهای بشری را به هدر می‌دهند.

آیا می‌دانید علل و پیامدهای جنگ‌های جهانی اول و دوم چه بود؟ از تقابل کشورهای شمال و جنوب جهان چه می‌دانید؟

جنگ‌های جهانی

جنگ پدیده‌ای اجتماعی است. جامعهٔ بشری در گذشتهٔ تاریخ خود شاهد جنگ‌های فراوانی بوده است. امپراتوری‌های بزرگ، اغلب مرزهای خود را با پیروزی در جنگ تعیین می‌کردند. برخی از جنگ‌ها نیز منشأ دینی و مذهبی داشته یا ظاهراً توجیه دینی می‌شدند. امّا جنگ‌های معاصر از جنبه‌های مختلف با جنگ‌های گذشته تفاوت دارند. دربارهٔ جنگ‌های جهانی اول و دوم چه می‌دانید؟ این جنگ‌ها چگونه به‌وجود آمدند؟ جنگ سرد در چه دوره‌ای اتفاق افتاد؟

اگوست کنت جامعه‌شناس فرانسوی معتقد بود، فاتحان در گذشتهٔ تاریخ با غنایم جنگی بر ثروت خود می‌افزودند ولی با رشد علم تجربی و صنعت، ثروت از طریق غلبه بر طبیعت به‌دست می‌آید. به همین دلیل بعد از انقلاب صنعتی، جنگ از زندگی بشر رخت بر می‌بندد. از دیدگاه او، جنگ در فرهنگ و جامعه جدید غربی، امری ذاتی نیست بلکه امری عارضی و تحمیلی است.

وقوع دو جنگ بزرگ جهانی در نیمه اول قرن بیستم، خطا بودن نظریهٔ کنت را نشان می‌دهد.

جنگ جهانی دوم به مرزها محدود نماند، به درون شهرها کشیده شد و غیرنظامیان، زنان و کودکان را نیز درگیر جنگ ساخت.
تندیس کودکان قربانی جنگ جهانی دوم در شهر پراگ پایتخت جمهوری چک

این دو جنگ، بزرگ‌ترین جنگ‌های تاریخ بشریت‌اند. کشته‌های آنها را تا صد میلیون نفر برآورد کرده‌اند. در جنگ جهانی اول، برای نخستین بار از سلاح‌های شیمیایی و در جنگ جهانی دوم، برای اولین بار از بمب اتم استفاده شد.

گنبد گنباکو مشهور به گنبد بمب اتمی از معدود بناهای به جا مانده از بمباران اتمی شهر هیروشیماست. بمباران اتمی این شهر در جنگ جهانی دوم به دستور آمریکا انجام شد که بر اثر آن هزاران ژاپنی در روز انفجار و روزها و ماه‌ها و سال‌های پس از آن جان باختند. ژاپنی‌ها در مراسم یادبود قربانیان فاجعهٔ هیروشیما که هر ساله در مقابل این ساختمان برگزار می‌شود، با رها کردن کبوترها، آرزوی صلح می‌کنند.

از مهم‌ترین عوامل وقوع این دو جنگ، رقابت کشورهای اروپایی بر سر مناطق استعماری بود. دو جنگ جهانی، با درگیری کشورهای اروپایی آغاز شد. هیچ‌یک از این دو جنگ، منشأ دینی نداشت و ظاهر مذهبی و دینی نیز به خود نگرفت. طرف‌های درگیر در این دو جنگ، در قالب اندیشه‌های ناسیونالیستی، لیبرالیستی و سوسیالیستی، رفتار خود را توجیه می‌کردند. بر این اساس این دو جنگ ریشه در فرهنگ غرب داشتند.

با این همه دو جنگ اول و دوم به کشورهای اروپایی و غربی محدود نشد؛ بلکه همه جهان را درگیر خود ساختند. بعد از جنگ جهانی دوم نیز، صلحی پایدار، برقرار نشد.

بحران موشکی کوبا، که جهان را تا آستانه جنگ جهانی سوم پیش برد؛ حضور هم‌زمان ناوهای شوروی و آمریکا در آب‌های کوبا
تصمیم شوروی مبنی بر استقرار موشک‌های میان برد در کوبا

پس از جنگ جهانی دوم، بلوک شرق و غرب هر یک بخشی از جهان را زیر نفوذ خود قرار دادند و تا زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جنگ سرد بین این دو بلوک، به همراه جنگ گرم بین مناطق پیرامونی این دو، ادامه یافت و به اقتصاد کشورهای صنعتی که وابسته به تسلیحات نظامی بود، رونق بخشید.

جنگ ویتنام جهنمی‌ترین جنگ قرن بیستم نام گرفت. این جنگ زمانی آغاز شد که آتش جنگ کره به تازگی خاموش شده بود. در این دو جنگ، نیروهای آمریکا و شوروی در برابر یکدیگر صف‌آرایی کردند.

نظریه‌پردازان غربی، پس از فروپاشی بلوک شرق، طرف دیگری را برای جنگ جست‌وجو می‌کنند و جنگ را از کشورهای غربی (جنگ میان بلوک شرق و غرب) به فرهنگ‌ها و تمدن‌هایی منتقل کرده‌اند که در دوران استعمار، تحت سلطه جهان غرب قرار گرفته بودند.

نظریهٔ «جنگ تمدن‌ها» که ساموئل هانتینگتون آن را مطرح کرد، نظریه‌ای بود که عملیات نظامی قدرت‌های غربی در مقابله با مقاومت‌های کشورهای غیرغربی توجیه می‌کرد. هانتینگتون از آخرین مرحله درگیری‌ها در جهان معاصر با عنوان جنگ تمدن‌ها یاد می‌کند. از نظر او در این مرحله، دیگر دولت - ملت‌ها بازیگران اصلی صحنه روابط بین‌المللی نیستند و رقابت‌ها و درگیری‌ها، بین فرهنگ‌ها و تمدن‌های بزرگ (نه بین دولت - ملت‌ها) به وقوع خواهد پیوست و در این میان، فرهنگ اسلامی بزرگ‌ترین تهدید برای غرب است.

نقشهٔ تقسیم جهان به حوزه‌های تمدنی متفاوت

گفت‌وگو کنید (صفحهٔ 87 کتاب درسی)

 

شما وضعیت نظام جهانی موجود را از نظر استقرار صلحی پایدار، چگونه توصیف و ارزیابی می‌کنید؟ آیا عملکرد سازمان ملل در این زمینه کارساز بوده است؟ دلایل خود را ذکر کنید. 
امروزه شاهد جنگ‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای و تنش بین بسیاری از کشورها از سویی و درگیری‌های داخلی در برخی جوامع از سوی دیگر هستیم؛ به خصوص در مناطق حساس مانند خاورمیانه. با این که اعضای سازمان ملل متحد، سند راهبردی برای پیشبرد صلح پایدار امضا کرده‌اند و این امر مهم نیازمند همکاری بین‌المللی همه جوامع است، اما برخی جوامع قوانین آن را نادیده می‌گیرند و سازمان ملل عملاً نتوانسته اقدام عملی در مقابل آنان انجام دهد؛ مانند حمله‌ٔ عربستان به یمن.

دربارهٔ پیامدهای اقتصادی جنگ جهانی اول و پیامدهای سیاسی جنگ جهانی دوم در ایران گفت وگو کنید.
در جنگ جهانی اول علاوه بر کشته شدن میلیون‌ها انسان بی‌گناه، خسارات فراوانی حتی به کشورهایی که طرف جنگ نبودند وارد شد؛ مثلاً ایران با وجود اعلام بی‌طرفی، از سوی کشورهای غربی درگیر جنگ، دچار قحطی و گرسنگی شد. در جنگ جهانی دوم نیز علاوه بر این که موجب تغییرات زیادی در نظام سیاسی کشورهای درگیر شد، در نظام سیاسی کشورهای بی‌طرف هم تغییراتی را ایجاد کرد؛ از جمله در ایران: 1) موجب تغییر نظام سیاسی شد و حکومت از رضاخان به محمدرضا شاه انتقال یافت. 2) قدرت تأثیرگذار در سیاست ایران که تا آن زمان انگلیس بود، جای خود را به آمریکا داد.

شمال و جنوب

برخی مفاهیم طبیعی و جغرافیایی مانند «شمال و جنوب» معنای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیدا کرده‌اند. تقابل شمال و جنوب به تقابل کدام کشورها اشاره دارد؟ اصطلاحات مشابه آنها کدام است؟

از آنجا که بیشتر کشورهای صنعتی و ثروتمند در نیم کرهٔ شمالی زمین و اغلب کشورهای فقیر در نیم کرهٔ جنوبی قرار دارند، از تقابل کشورهای فقیر و غنی به تقابل شمال و جنوب یاد می‌کنند.

مفاهیم شمال و جنوب عمدتاً بعد از جنگ جهانی دوم به کار گرفته شد زیرا برخی اندیشمندان معتقد بودند که چالش اصلی بین بلوک شرق و غرب، نیست بلکه چالش اصلی بین کشورهای غنی و فقیر است.

اصطلاحات سیاسی مشابه دیگری نیز برای اشاره به این چالش وجود دارد؛ مانند جهان اول و دوم و سوم، کشورهای توسعه یافته و عقب مانده، مرکز و پیرامون، استعمارگر و استعمار زده. مراد از جهان اول، کشورهای سرمایه‌داری بلوک غرب است و منظور از جهان دوم، کشورهایی است که در کانون بلوک شرق قرار داشتند. جهان سوم، کشورهای دیگری هستند که خارج از این دو بلوک قرار داشته و تحت نفوذ آنها بوده‌اند.

به کشورهای صنعتی و ثروتمند، کشورهای توسعه یافته نیز گفته می‌شود و به کشورهای دیگر (هنگامی که با آنها مقایسه می‌شوند) کشورهای عقب مانده، توسعه نیافته یا در حال توسعه می‌گویند. این اصطلاحات به این نکته اشاره دارند که کشورهای توسعه یافته، الگوی کشورهای دیگرند و سایر کشورها باید مسیر آنها را ادامه دهند.

اصطلاح مرکز و پیرامون به نقش مرکزی کشورهای ثروتمند و صنعتی اشاره دارد. این اصطلاح را کسانی به کار می‌برند که معتقدند، کشورهای پیرامونی به سبب عملکرد کشورهای مرکزی، ضعیف و فقیر شده‌اند. بر اساس این نظریه، جوامع غربی، چالش‌های درونی خود را از طریق بهره‌کشی از کشورهای غیر غربی حل می‌کنند؛ به این ترتیب که با ثروت به‌دست آمده از کشورهای پیرامونی، رفاه کارگران و اقشار ضعیف خود را تأمین می‌کنند و مشکلات حادّ درونی‌شان را به بیرون از مرزهای خود انتقال می‌دهند. آنها با سرمایه‌گذاری‌های مشترک و معاهدات بین‌المللی، انتقال ثروت از کشورهای پیرامون به کشورهای مرکز را آسان می‌کنند.

قارهٔ آفریقا از منابع و معادن ارزشمندی مانند نفت، الماس، طلا، اورانیم، آهن، مس و نقره برخوردار است اما در نتیجهٔ استعمار، فقیرترین قارهٔ مسکونی دنیاست.

دو اصطلاح استعمارگر و استعمارزده را کسانی به کار می‌برند که چالش و نزاع بین کشورهای غنی و فقیر را به ابعاد اقتصادی محدود نمی‌کنند و به ابعاد فرهنگی آن نیز توجه دارند. از نظر این گروه، مشکل کشورهای فقیر نه فقط ضعف اقتصادی و صنعتی بلکه خودباختگی فرهنگی آنهاست.

تقابل شمال و جنوب تقابلی جهانی است و در صورتی که فعال شود، بسیاری از چالش‌های درونی کشورهای غربی، دیگر بار فعّال خواهند شد.

گفت‌وگو کنید (صفحهٔ 89 کتاب درسی)

 

به نظر شما میان چالش فقر و غنا در کشورهای اروپایی و چالش‌های زیر چه رابطه‌ای وجود دارد؟

- شکل‌گیری بلوک شرق و غرب در جهان:
اندیشمندان غرب برای حل چالش فقر و غنا نظریاتی دادند که نه تنها منجر به حل این چالش نشد، بلکه چالش جدیدی میان بلوک شرق و غرب به‌وجود آورد؛ مثلاً نظریات مارکس موجب شد عملاً جهان به دو قطب شرق و غرب تقسیم شود. 

- ایجاد تقابل شمال و جنوب در جهان:
با تداوم چالش فقر و غنا در جوامع سرمایه‌داری، سرمایه‌داران این جوامع برای این که فشار را از کارگران داخلی خود برداشته و در این جوامع رفاه نسبی برقرار کنند، با ابزارهایی ثروت را از جوامع دیگر به غرب وارد و بحران اقتصادی را از غرب به سایر کشورها منتقل کردند و در نتیجه جهان به دو بخش کشورهای ثروتمند و صنعتی که عموماً در نیم‌کرهٔ شمالی بودند و کشورهای ضعیف و فقیر که عموماً در نیم‌کره‌ٔ جنوبی بودند تقسیم شد و تقابل شمال و جنوب به‌وجود آمد. 

مفاهیم اساسی (صفحهٔ 90 کتاب درسی)

 

کشورهای شمال و جنوب، جوامع توسعه یافته و توسعه نیافته، مرکز و پیرامون، استعمارگر و استعمار زده، جهان اول و دوم و سوم، جنگ جهانی اول و دوم

خلاصه کنید (صفحهٔ 90 کتاب درسی)

 

- دو اصطلاح استعمارگر و استعمارزده را کسانی به کار می‌برند که به ابعاد فرهنگی چالش و نزاع میان کشورهای غنی و فقیر توجه دارند.
- به‌تدریج چالش فقر و غنا در غرب به نقاط دیگر جهان منتقل و تبدیل به چالش بین کشورهای ضعیف و غنی شد.
- از چالش بین کشورهای فقیر و قدرتمند با اسامی مختلف یاد می‌شود؛ از جمله تقابل شمال جنوب، جهان اول و دوم و سوم، مرکز و پیرامون، استعمارگر و استعمارزده.
- جنگ، محصول جوامعی است که در آن انسان‌ها به گروه‌های پراکنده تجزیه می‌شوند.
- هانتینگون از آخرین مرحلهٔ درگیری‌ها در جهان معاصر با عنوان جنگ تمدن‌ها یاد می‌کند.
- در جنگ‌های جهانی با درگیری کشورهای اروپایی و در قالب اندیشه‌های ناسیونالیستی، لیبرالیستی و سوسیالیستی آغاز شد ولی به اروپا محدود نشد و همهٔ جهان را درگیر خود ساخت.
- پس از پایان دوم، جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب آغاز شد و تا فروپاشی بلوک شرق ادامه یافت.

آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 90 کتاب درسی)

 

در این درس آموختیم که جنگ‌های جهانی، جنگ سرد و سپس تقابل شمال و جنوب، همگی ریشه در ساختارهای فرهنگی و اقتصادی جهان جدید غرب دارند؛ ساختارهایی که به‌جای همگرایی و وحدت انسانی، رقابت، استعمار، ملی‌گرایی افراطی و نابرابری را تقویت کردند و ظرفیت‌های عظیم بشری را به نابودی کشاندند. فهمیدیم که چالش فقر و غنا ابتدا در جوامع صنعتی غربی شکل گرفت و سپس با انتقال بحران‌ها به کشورهای ضعیف‌تر، به سطح جهانی گسترش یافت و فاصلهٔ میان کشورهای ثروتمند و فقیر را عمیق‌تر کرد.

همچنین دریافتیم که نگاه قرآن، الگوی متفاوتی از جامعه ارائه می‌دهد: جامعه‌ای توحیدی و یکپارچه که بر صلح عادلانه، نفی تبعیض و کرامت همه انسان‌ها تأکید دارد، در برابر جامعه متفرق و سلطه‌جو که به جنگ، ستیز و فروپاشی ظرفیت‌ها منجر می‌شود. در نهایت فهمیدیم که بسیاری از چالش‌های جهانی امروز—از جنگ‌ها تا نابرابری‌های اقتصادی—بدون تحول بنیادین در ارزش‌ها و ساختارهای فرهنگی جهان قابل حل نیستند.

درس 10: جنگ‌ها و تقابل‌های جهانی